مجموعه تلویزیونی چهل سرباز ، حکایت نوشابه با ساندویچ پس از سالها انتظار وقتی از سیمای جمهوری اسلامی اعلام شد که به زودی سریالی به نام چهل سرباز که بازگو کننده بخشی از تاریخ کهن این مرز و بوم است پخش خواهد شد از انتقال سینه به سینه ی این خبر بین مخاطبین سیما ، می شد حدس زد که علاوه بر استقبال گسترده،تا چه اندازه این خبر تازگی دارد . مردم اکنون می توانستند آنچه که سالها از شاهنامه و پرده خوانی ها در ذهن خود متصور شده بودند بر صفحه تلویزیون ببینند و شاهد باشند که باورها و کردارهای نیاکانشان هیچگونه مغایرتی با باورهای امروزشان ندارد . ولی پس از پخش چند قسمت از این مجموعه نه تنها آن انتظارات برآورده نشده ، بلکه این احتمال که پرداختن به چنین سوژه هایی شاید ترکشهایی را در پی داشته باشد قوت گرفت و شاید به همین دلیل است که دست اندرکاران این سریال به بهانه نوآوری ، مخاطبین را در هزاره های مختلف تاریخ سرگردان می کنند تا مثلاٌ از ترکشهای احتمالی در امان باشند . این نوع برخورد مرا به یاد نوشته های پشت ویترین ساندویچ فروشی های دهه 1360 می اندازد که نوشته بود : نوشابه با ساندویچ . ضعفهای دیگری که در این مجموعه مشهود است و بجای اینکه مخاطب را مبهوت کرده و او را وادار سازد تا به تحسین قهرمانانی بپردازد که سالها در ذهن خود به شگفتی آنان را ساخته و پرداخته ، اکنون وادار می سازد تا با تمسخر و دست گرفتن به استقبال آن صحنه ها برود . انتخاب اسبی رنجور به جای رخش که هیچگونه برآمدگی عضلانی که مخصوص اسب های ورزیده می باشد را ندارد و یا کله گاوی که با پارچه و طناب به شکلی معمولی بروی چوبی بسته شده و می خواهد بیانگر گرز رستم باشد در کنار جوی آبی کم عرض و کم عمق که یادآور رودخانه عظیم هیرمند بعنوان مرز ایران زمین است ، همه و همه یا حکایت از ضعف تخصصی سازندگان این مجموعه دارد و یا نشان از عدم شناخت و اطلاع آنان از حداقل انتظار مخاطبینشان است . انتخاب نام چهل سرباز خود اولین خشت کج این بنا می باشد . واژه سرباز در ادبیات کهن ایران ، هیچگاه به این معنی بکار نرفته و در عوض از کلماتی مانند سپاهی استفاده می شده . کلمه سرباز تقریباٌ در زمان جنگ های جهانی اول و دوم بعنوان معنی کلمه انگلیسی سولجر وارد ادبیات ایران شده است . به هر حال باید دانست که چون این گونه هزینه کردن ها از دارایی ملت می باشد ، پس باید کوشید تا حداقل انتظارات ملت را برآورده سازد .
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 12:13 توسط شریعت |
سلام دوستان عزیز
طبق وعده ای که در چند پست قبل داده بودم . کتاب بهار باغ همسایه که شامل پاره ای از اشعارم می باشد پس از حدود ۲ سال انتظار مجوز چاپ گرفته و به بازار عرضه شد . البته بدلیل پاره ای مسائل هنوز موفق به انتخاب مرکز پخش برای توزیع در کشور نشده ام . چاپ اول کتاب با تیراژ ۱۵۰۰ جلد در ۱۰۸ صفحه اواخر اردیبهشت ۸۶ و چاپ دوم آن در خرداد ۸۶ آن هم با تیراژ ۱۵۰۰ جلد انتشار یافت که بدلیل استقبال خوب منطقه ای در صدد چاپ سوم آن هستم . لذا بمنظور دستیابی دوستان علاقه مند - تعدادی کتاب در اختیار یکی از کتابفروشی های بندر امام گذاشته ام تا کسانی که مایل هستند با آدرس زیر مکاتبه کرده ضمن دادن آدرس پستی خود و مبلغ ۱۵۰۰ تومان ( البته دوستانی که پول خرد ندارن مهمان خودم هستند) کتاب برای آنان ارسال خواهد شد . آدرس : خوزستان - بندر امام خمینی - خیابان معلم - کتابفروشی امیرکبیر - آقای مهدی درویشی تلفن : ۲۲۲۴۱۴۴ ۰۶۵۱
+ نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 18:10 توسط شریعت |