بدون شک شناخت دقیق و سیر مو شکافانه در فرهنگ ، آداب ، سنن و باورهای نیاکانمان ، می تواند همچون چراغی فروزان ، ما را برای رسیدن به جامعه ای ایده آل که برازنده ی وارثان درخشان ترین تمدن شناخته شده بشریت است ، یاری نماید .
از این روی سعی گردیده در این مقاله ، از تاریخ ایران باستان ، چند سطری استخراج شده و در اختیار خوانندگان محترم این نشریه قرار گیرد . امید است با تعمقی بیشتر ، گامی در راه رسیدن به جامعه ای در شان و منزلت ایران زمین برداریم .
آنچه که از مطالعه ی کتب تاریخی آشکار می شود ، این است که ایرانیان باستان در هزاران سال قبل از میلاد مسیح (ع) ، علاوه بر برخورداری از متمدن ترین منشور اخلاقی ( با معیارهای امروزی ) مرزبندی شدیدی بین هنجارها و ناهنجارها ، بدی و خوبی ، خیر و شر قائل بودند . علاوه بر آن ، آنان با شناخت دقیق از فلسفه ی خلقت و آگاهی از وجود اراده ای مافوق اراده ی بشر بر جهان و هدف مند بودن آن ، هر کنشی را دارای واکنشی می دانستند .
آنان بخوبی و به شکلی اعجاب انگیز در آن برهه از تاریخ دریافته بودند که عوامل انحطاط و فروپاشی جوامع ، بطور حتم ریشه در رفتار و کردار اجزاء آن جامعه دارد . شناختی که پس از هزاران سال اقوام دیگر قادر به فهم و درک آن نبودند و در نهایت به سرنوشتی گرفتار شدند که قرآن کریم سرگذشت آنان ( اقوام لوط ، ثمود ، عاد ، نوح و ... ) را بشکلی زیبا برای عبرت سایرین بیان نموده است .
استاد عبدالعظیم رضایی مورخ معاصر ، در کتاب تاریخ ده هزار ساله ی ایران جلد اول صفحه 94 در این خصوص می گوید :
{ بنا بر مندرجات زند اوستا مهمترین گناهان کبیره ( در ایران باستان )عبارتست از : بی عفتی ، خست ، خودخواهی ، آز ، ربا خواری ، رشک و حسد ، حق ناشناسی ، غرور ، خودبینی و خود پسندی ، دروغگویی ، جادوگری ، کلاهبرداری ، اعتقاد به خرافات ، پیمان شکنی ، بیدادگری ، دزدی ، کینه توزی ، خشم ، افترا ، سخن چینی ، تنبلی ، بیعلاقگی نسبت به امور خانواده و اجتماع ، بیوفائی ، بت پرستی ، ستمگری نسبت به حیوانات ، ریاضت کشی ، گدائی ، فحشاء ، زنا ، لواط ، عدم رعایت مقررات بهداشتی ، خودکشی ، قتل نفس ، گریه و زاری برای مرده و تعمد در خودداری از کسب دانش و معرفت . }
ایرانیان باستان علاوه بر شناخت این صفات و تقسیم آنها به دو قطب خیر و شر ، به خوبی درک کرده بودند که در نهاد هر انسان نیروی بالقوه ای به نام اراده نهفته است که این نیرو چنانچه به کار گرفته شود می تواند به فرد این اختیار را بدهد که در مقابل بدی ها ایستادگی کرده و یا تسلیم آنها شود . و اراده ی انسانها را قوی تر از امیال نهفته در وجود آنان می دانستند .
در نتیجه این ما هستیم که می توانیم اراده و خواست خود را در مسیری هدایت کنیم که هم خود به آرامشی مقدس و ابدی رسیده ، هم لبخندی جاوید را بر لب های نسل های پس از خود ترسیم نماییم .
ما می توانیم و باید وارثان خوبی برای نیاکان خود باشیم .
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 13:57 توسط شریعت |